1
1
1
1
1

از روشنی طلعت رخشنده «باقر»
شد نور علوم نبوی بر همه ظاهر
در اوّل ماه رجب از مشرق اعجاز
گردید عیان ماه تمام از رخ باقر
***
«الکافی» معتبرترین کتاب حدیثی شیعه هشت جلد دارد دو جلد اول آن اصول، پنج جلد بعدی آن (3-7) فروع و جلد هشتم آن روضه کافی نام دارد. مولف جلیل القدر این کتاب مرحوم کلینی (م 329 ق) در روضه کافی جریانی را از امام باقر علیه السلام نقل می کند که برای شیعیان و ارادتمندان به آن حضرت بسیار گوارا و نوید بخش است.
راوی این روایت حَكَمِ بْنِ عُتَیْبة است. او می گوید:
در خدمت امام باقر علیه السّلام بودم و اطاق آكنده از جمعیّت بود ناگاه پیرمردى كه بر عصاى خود تكیه داشت، پیش آمد تا به در اطاق ایستاد.
عرض کرد: السلام علیك یا ابن رسول الله و رحمة الله و بركاته و بعد سكوت كرد. امام پاسخ داد: علیك السلام و رحمة الله و بركاته.
بعد پیرمرد رو كرد به سایر جمعیت كه در آنجا بودند و به آنها نیز سلام کرد. همه جواب سلامش را دادند. در این موقع رو به جانب حضرت نمود و گفت: یا ابن رسول الله مرا نزدیك خود بنشان فدایت شوم به خدا سوگند من شما و كسى كه شما را دوست داشته باشد را دوست دارم و این علاقه برای مطامع دنیایی نیست.

استاد شهید مرتضى مطهرى رحمه الله در این باره مى فرماید: اسلام دو پیوند با اقتصاد دارد: مستقیم و غیرمستقیم. پیوند مستقیم اسلام با اقتصاد؛ از آن جهت است که مستقیماً یک سلسله مقررات اقتصادى درباره مالکیت، مبادلات، مالیاتها، ارث، هبات، صدقات، وقف و مجازاتهاى مالى و غیره دارد.
پیوند غیرمستقیم اسلام با اقتصاد، از طریق اخلاق است. اسلام مردم را توصیه مى کند به امانت، عفت، عدالت، احسان، ایثار، منع دزدى و خیانت و رشوه. همه اینها در زمینه ثروت است، و یا قسمتى از قلمرو این مفاهیم، ثروت است. (1)
بى گمان یکى از مهم ترین انگیزه هاى مکتب نبوى صلى الله علیه وآله در توصیه به شکوفاسازى اقتصاد و بهره مندى از دارایى کافى، نقش مهم یک اقتصاد مطلوب در مدد رساندن به دیندارى و اصلاح امر آخرت است؛ همان گونه که در حدیث نبوى صلى الله علیه وآله چنین مى خوانیم: نِعْمَ الْعَوْنُ عَلى تَقْوَى اللَّهِ الْمالُ؛(1) مال و دارایى، چه کمک خوبى براى پرهیزکارى است.
خداوند هیچ بندهاى را براى عهدهدار شدن مقام امامت بر نمىگزیند و او را حجّت آشکار خویش بر آفریدگانش قرار نمىدهد، مگر آن که صفات پسندیده و مکارم اخلاق در وجود او به کمال رسیده باشد و سخن و عملش مطابق حقّ و صلاح باشد.

ابن شهر آشوب درباره امام باقر (علیه السلام) مىگوید: او راستگوترین، گشادهروترین، بخشندهترین و عالمترین مردمان بود، همواره ذکر حقّ بر زبانش جارى بود و غذا خوردن یا صحبت با مردم مانع از ذکر وى نبود، مراتب بخشندگى و بزرگوارى آن امام در میان مردم زبانزد بود و هیچ گاه از صله دادن به برادران و دیدارکنندگان و آرزومندان به ستوه نمىآمد، بسیار خاضع و خاشع بود و همواره اهل بیت خود را به تلاوت قرآن فرمان مىداد و هر کس نمىتوانست مىفرمود، ذکر بگوید.
آن حضرت بنده مطیع سر به فرمان حقّ بود تا آن جا که نقل شده، روزى یکى از فرزندان حضرت به شدّت بیمار بود و امام بر فراز بسترش نگران و اندوهگین به سر مىبرد، ولى پس از درگذشت آن طفل، امام با رویى گشاده با مردم مواجه شد، مردم که از این امر متعجّب شده بودند از علّت آن سؤال کردند، امام (علیه السلام) فرمود: ما به زندگى بستگان خود علاقهمندیم و امیدواریم سالم بمانند و بهبودى یابند، امّا وقتى حکم خدا بر فوت آنها قرار گرفت، به آنچه او دوست مىدارد گردن مىنهیم و راضى هستیم.

همانا شیعیان علی (علیه السلام) آنهایند که در راه ولایت ما نسبت به یکدیگر [فداکاری و] بذل و بخشش می کنند، در محور دوستی ما همدیگر را دوست دارند، به خاطر احیای فرهنگ و معارف ما به دیدار همدیگر می روند، هرگاه خشمگین شوند، ظلم و ستم روا نمی دارند و هر گاه راضی و خشنود گردند، زیاده روی نمی کنند .
همانطور که از مفهوم کلمه شیعه بر می آید، پیروی، تبعیّت و الگو پذیری از ائمه معصومین علیهم السلام در تمامی شؤونات زندگی، لازمه شیعه بودن است. در سخنان گهربار معصومین علیهم السلام خصوصیات و ویژگیهای یک پیرو واقعی بیان شده است تا بدین وسیله یادآور شوند که شیعه بودن صرفاً با ادّعا و یا نامگذاری محقّق نمی شود؛ بلکه شیعه واقعی کسی است که سعی و تلاش وافر خود را در جهت شناخت طریقه تبعیّت و گام نهادن در این مسیر به کار گیرد. امام محمدباقر علیه السلام برخی از اوصاف شیعیان را در یکی از سخنان خود بیان فرموده اند که در این مقاله به تبیین و توضیح آن می پردازیم.

شخصیت یگانه اى چون حضرت زهرا علیهاالسلام كه به اوج وارستگى از دنیا رسیده است، چرا در مقابل غصب ملك خویش آن همه حساسیت نشان مى دهد؟! چرا براى بازپس گیرى فدك تمام مسلمانان را به قیام فرا مى خواند؟!
براى پاسخ گویى به چنین پرسش هایى دقت و ژرف نگرى در سیره علمى و عملى آن یگانه جهان ضرورى است; دقت در شیوه زندگانى آن جناب از یك سو و ژرف نگرى در مجموعه فرموده هاى ایشان از دیگرسوى مى تواند گره گشاى رمز و راز حقیقى قیام بزرگ آن حضرت باشد.
زهرا علیهاالسلام دست پروده پیامبرى است كه هماره به او درس خداگرایى و دنیا گریزى داده است. او در پرتو تعالیم الهى به چنان معرفت و بصیرتى دست یافته بود كه اگر تمام كوه هاى جهان هم برایش به طلا بدل مى شد، در پیش چشمانش با ذره اى خاكستر تفاوت نمى كرد:
پیش او خاك بُوَد فدك; زان كه در فلك بوسه زند به افتخار مَلَك، خاكِ پاى او (1)

روى انّه لمّا أجمع أبوبكر و عمر علی منع فاطمة علیهاالسلام فدكاً و بلغها ذلك،لاثت خمارها علی رأسها، و اشتملت بجلبابها، و أقبلت فی لمّة من حفدتها و نساء قومها، تطأ ذیولها، ما تخرم مشیتها مشیة رسولاللَّه صلى اللَّه علیه و آله،حتّى دخلت علی أبیبكر، و هو فی حشد من المهاجرین و الانصار و غیر هم، فنیطت دونها ملاءة فجلست، ثم أنّت أنّة أجهش القوم لها بالبكاء، فارتجّ المجلس، ثم أمهلت هنیئة. حتّى اذا سكن نشیج القوم و هدأت فورتهم، افتتحت الكلام بحمداللَّه و الثناء علیه و الصلاة علی رسوله، فعاد القوم فی بكائهم، فلمّا أمسكوا عادت فی كلامها فقالت علیهاالسلام:
روایت شده: هنگامى كه ابوبكر و عمر تصمیم گرفتند فدك را از حضرت فاطمه علیهاالسلام بگیرند و این خبر به ایشان رسید، لباس به تن كرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فامیل و خدمتكاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حالی كه چادرش به زمین كشیده مىشد، و راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود، بر ابوبكر كه در میان عدهاى از مهاجرین و انصار و غیر آنان نشسته بود وارد شد، در این هنگام بین او و دیگران پردهاى آویختند، آنگاه نالهاى جانسوز از دل برآورد كه همه مردم بگریه افتادند و مجلس و مسجد به سختى به جنبش درآمد.
سپس لحظهاى سكوت كرد تا همهمه مردم خاموش و گریه آنان ساكت شد و جوش و خروش ایشان آرام یافت، آنگاه كلامش را با حمد و ثناى الهى آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد، در اینجا دوباره صداى گریه مردم برخاست، وقتى سكوت برقرار شد، كلام خویش را دنبال كرد و فرمود:

بعضى گفته اند: آیه ى تطهیر (1) دلالت بر عصمت ندارد. زیرا آیات قبل از آن و آیات بعد از آن، درباره ى زنان رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله نازل شده و خطابه به آنان متوجه است. و به قرینه ى سیاق باید گفت: آیه مذكور نیز درباره زنان آن حضرت نازل شده و مخاطب در آیه، آنها هستند.
بنابراین اگر آیه دلالت بر عصمت كند باید گفت: زنهاى رسول اللَّه نیز از گناه معصوم بوده اند در صورتى كه این مطلب را نه كسى گفته و نه مى توان گفت. از این رهگذر است كه باید بگوییم: آیه اصلا دلالت بر عصمت ندارد. نه در مورد زنهاى آن حضرت، نه در مورد سایر اهل بیت.
دلیل اول: علامه سید عبدالحسین شرف الدین اشكال مذكور را نقل كرده و به چند وجه آن را پاسخ داده است:

حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ بعد از رحلت پدر گرامیشان مدت اندكی در قید حیات بودند كه مورخین با اختلاف این مدت را از 75 روز تا هشت ماه ذكر كرده اند. در این مدت درباره اهل بیت پیامبر ـ علیهم السلام ـ و مخصوصاً نسبت به حضرت علی ـ علیه السلام ـ و خانم فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ ظلم های فراوانی روا داشته شد، از جمله غصب حق خلافت علی ـ علیه السلام ـ و هجوم به درب خانه فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ[1] و موارد دیگر كه منجربه ناراحتی فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ نسبت به خلیفه اول و وابستگانش شد و لذا در روزهای آخر عمرش به شوهر خویش وصیت می كند كه بعد از شهادت آن حضرت جنازه اش را شبانه دفن كند.[2]
اما شاید شبهه ای مطرح شود که آیا دفن شبانه خلاف سیره رسول خدا است؟ بعبارت دیگر آیا در عصر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ دفن شبانه انجام گرفته؟ و آیا اصولاً در شرع مقدس اسلام از دفن شبانه میّت منع شده؟

درباره اسماء و القاب حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» از پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» و ائمّه طاهرین«سلاماللهعلیهم» روایات زیادی نقل شده است. از جمله کنیه هایی که مکرّرا در روایات، برای حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» نقل شده است، کنیه «أمّ أبیها»[1] میباشد؛ یعنی فاطمه«سلاماللهعلیها» مادر پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» است.
این کنیه حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» سه معنا دارد و هر سه معنا، فوقالعاده مهم است که اگر به آن توجّه شود، علاوه بر اینکه اعتقاد ما راجع به حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» زیاد میشود، بهتر میتوانیم ایشان را به عنوان اسوه و سرمشق در زندگی خود قرار دهیم.
معنای اوّل این است که حضرت زهرا«سلاماللهعلیها»، علّت غائی (و نهایی) برای پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» بودند. در روایت معروف «لَوْلاكَ لما خَلَقْتُ الأفْلاكَ و لَوْلا عَلیٌ لَمْا خَلَقتُكَ و لَولا فاطِمَةُ لَمْا خَلَقْتُكُما» [2] که قسمت اوّل آن، یعنی عبارت «لَوْلاكَ لما خَلَقْتُ الأفْلاكَ» از جهت سند متواتر است و شیعه و سنّی، گرچه با الفاظ مختلف، ولی همگی نقل کردهاند.[3] پروردگار عالم فرموده است: یا رسول الله، علت غائی عالم وجود، تو هستی و اگر تو نبودی، عالم را خلق نمیکردم.
صفحه 1 از 36

تبلیغات فقط باید مرتبط با مسائل مذهبی و فرهنگی باشد
هماهنگیinfo@maddahan.ir